کف خوابی در بالی

قرار بود از شهر ملنگ با قطار بریم به شهر اسکله ای چسبیده به بالی. اونجوری که شنیدیم قطارهای اندونزی اصلا کوپه و تخت خواب ندارن، و مثل اتوبوسن، با این تفاوت که صندلی ها سه تا سه تا با فاصله ی کم، روبروی همن. جوری که اگه شش تا صندلی پر باشه زانوها میچسبه بهم. توی یه قسمت شش تایی من و پیمان نشستیم، هنوز قطار راه نیوفتاده بود و داشتیم به این فکر میکردیم که اگه همه ی صندلی های سمت ما پر شه، چقدر تنگ و سخت میشه نشستن واسه هشت ساعت. تو همین فکرا بودیم که قطار حرکت کرد، کسی بلیطش تو صندلیای اطرافمون نبود، فک کنم شاید فقط 30 درصد صندلیا پر بود، ماهم خوشحال هرکدوممون رو سه تا صندلی دراز کشیدیم. هوا و تهویه هم عالی بود و خیلی شیک و راحت رسیدیم به شهر ساحلی ای که از اونجا کشتی ها میرفتن به سمت بالی. اسم شهرش بانیوونگ بود، آره اسمها اینجا خیلی سخته تلفظش واسمون، همونطور که اینجایی ها هم تا حالا کسی مژده رو درست تلفظ نکرده اصلا 😀
ساعت 12 شب از قطار پیاده شدیم، اسکله نزدیک بود، 5،6 دقیقه پیاده رفتیم، یه ناسی گورنگ (یه غذاییه مثل قاطی پلو خودمون با مرغ و سبزیجات) هم از یه غذا فروشی خیابونی خوردیم و رسیدیم اسکله. اولین کشتی (کشتی که میگم کشتی واقعی نیستااا، یه قایق خیلی بزرگه که به انگلیسیش میشه Ferry، که اتوبوس و ماشین هم سوارش میشن البته) ساعت 3 صبح حرکت میکرد و هنوز ساعت 12:30 نصفه شب بود، از اول گفتیم پول هاستل واسه چند ساعت ندیم و توی همون اسکله میخوابیم تا صبح بریم سمت بالی. همین هم شد، اسکله خیلی امن و خوب بود، ماهم یه گوشه ی خلوتش زیراندازو پهن کردیم و همونجا خوابیدیم. خیلی خواب راحتی نبود به خاطر مورچه ها ولی ارزش مجانی بودنش رو داشت 😉
صبح پلیس نگهبان بیدارمون کرد، قهوه خوردیم و سوار کشتی شدیم، خیلی آروم میرفت بعد از یه ساعت یه مسافت فک کنم پونصد متری رو طی کرد و بالاخره رسیدیم بالی. با کلی ذوق و شوق که بالاخره رسیدیم به اون بالی ای که همه تعریفش رو میکردن، از کشتی پیاده شدیم. ساعت 7 صبح بود و باید چهارساعت دیگه با ماشین میرفتیم که به قسمت هتل ها و شهرهای اصلیش میرسیدیم. بالی از بس که توریستیه، محلیا تا خارجی میبینن میخوان گوش ببرن، فک میکنن بانک دیدن و قیمتای پرت و پلا واسه اتوبوس میدادن، مثلا نفری سیصد روپیه که میشه نود هزار تومن. ماهم محلشون ندادیم و حدود نیم ساعتی پیاده راه افتادیم که ببینیم میشه با یه قیمت معقول برسیم یا نه. بالاخره یه مینی بوس دیدیم که با کلی چونه به نفری سی روپیه رضایت داد، یعنی یک دهم چیزی که اول میگفتن. آره بالی اینجوریاست، باید چونه بزنی تا نره تو پاچه ات 😛
مینی بوس قدیمی بود، جاده های بالی هم افتضاح، اینقدر تکون میخورد که تو این چهارساعت همه ی دل و روده مون اومد تو دهنمون. راه که همچین مالی نبود، راستش رو بحوای خورده بود تو ذوقمون که بالی بالی که میگن اینه؟ بقیه جاهای اندونزی که دیدیم خیلی خیلی بهتر بود که.

البته که معبدا و مجسمه های بزرگ و زیادی داره. انگار توی هر خونه یه معبد جداگونه هم دارن.

بالاخره رسیدیم به ترمینال و پیاده شدیم، کسی هاست نکرده بودمون توی بالی برای همین توی بوکینگ دنبال هتل ارزون گشتیم دورو بر ترمینال و پیاده رفتیم که برسیم به هتل. اصلا شهر خوشایندمون نبود، خیلی شلوغ بود و اصلا زیبایی بقیه شهرهای اندونزی که دیده بودیم رو نداشت. هتل رو پیدا کردیم، واسه دونفرمون شد 11 دلار. ماهم که دیشبش درست نخوابیده بودیم و کلی هم تو راه بودیم، حسابی خوابیدیم، به امید اینکه شاید یکی جای قشنگی رو معرفی کنه که بتونیم بالی واقعی ای که انتظارش رو داشتیم ببینیم.

‏4 دیدگاه در نوشته‌ی “کف خوابی در بالی

    1. admin نویسنده

      سلام،
      همیشه اولش سخته… به نظر خودم، من خیلی آدم سختگیری نبودم هیچوقت، اما یادمه قبلا هروقت میخواستیم جایی هتل بگیریم، من باید اول از همه میرفتم اتاق رو تایید میکردم که تمیز باشه، فلان باشه و … اما کم کم آدما یاد میگیرن خودشونو با محیط وفق بدن، کمتر سخت بگیرن که بیشتر به خودشون و بقیه خوش بگذره. خوشبختانه تا حالا خیلی سفر کمک کرده بهم که منعطف باشم با شرایط 😉
      قربانت،
      مژده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *