آنچه خار آید، روزی به کار آید

بالی، یه جورایی مثل عروس تعریفی بود. اصلا نمیشد با اون همه تعریف، تو نگاه اول عاشقش شد.

روز اول که رسیدیم هتل، از بس خسته بودیم، تا عصر خوابیدیم.
برای فرداش یه پروژه هایی داشتیم، که با دیدن کوله گردا، تو کوالا به ذهنمون رسیده بود.
گفته بودم با بغل هم میشه پول دراورد، یادتونه؟
اینجوریا بود.

ما هم گفتیم از این سیستم استفاده کنیم و عکس بگیریم.
اینجوری شد.

و همینجوری موند.
هی منتظر شدیم یکی بیاد بگه یه عکس مجانی بگیر.
نه که نه. اصلا کسی متنمون رو نمی خوند.
آها تا یادم نرفته، ساحل بابلسر، پیش ساحل بالی شاهیه واسه خودش. انقد که همه جا آشغال بود.
ما که اصلا نفهمیدیم اون همه توریست، اونجا دنبال چی بودن!!!!
گفتیم یه دوری تو شهر بزنیم.
توی شهر پر از معبد هندو بود. یعنی اصلا هر خونه ای یه معبد سرخود داره.
اینجا بود که سر از پا نمی شناختیم که واسه دیدن معبد، پنجاه دلار ورودی ندادیم، تو جاوا.
قرارمون این بود، که دو روز بعد بریم برسیم به کار داوطلبانمون که نزدیک اوبود بود، ولی گفتیم بزار یه تماسی بگیریم، شاید گفت زودتر بیاید.
همینم شد، گفت من اوبودم ساعت 6 اونجا باشید با هم بریم هتل.
داستان کار داوطلبانه چیه؟
یکی از مهمونای روسمون، سایت www.helpx.net رو بهمون معرفی کرده بود، که توش کارای جالبی واسه مسافرا داره، ولی در ازاش پولی پرداخت نمی کنه.
چون با ویزای توریستی، کار نمیشه کرد.
اما در ازای 5 ساعت کار، جا و غذا مجانیه.
ما هم، تهران که بودیم با 20 دلار برای دو سال عضو این سایت شدیم. بعد شروع کردیم چرخیدن تو سایت.
یه کار عکاسی برای هتل، تو بالی بد جوری چشمم رو گرفته بود.

درخواست دادیم ولی خبری نشد.
تا دو روز مونده به سفر که جواب داد و گفت بیاید.
من چندین سال پیش، بعد از خریدن دوربین عکاسی، یه کلاس عکاسی، تو موسسه عکاسی حرفه ای رفته بودم، که مدرک هم بابت 20 ساعت کلاس میداد.
کلاس 150 هزار تومن بود، ولی الان 5 روز اقامت تو یه هتل گرفتیم که شبی 600 هزار تومن هزینشه.
اینه که میگن: هرچه خار آید، روزی به کار آید.
هتل که نه، باقلوا. 2.5 هکتار هتل، تو دل جنگل، کنار رودخونه و آبشار و….. .


خلاصه بالی یعنی اینجا.

 

ولی خوب قرار نبوده انگار از این منظره های قشنگ عکس بگیریم.
خب پس از چی عکس بگیریم؟
چی؟
طرز تهیه کود؟
باغچه سبزیجات؟
لونه مرغا؟
بعله، کار سخت شد.


ولی این جور کارا، کار نیست که، خودش تفریحه. همشم از کود عکس نگرفتیم، خیلیم عشق و حال کردیم.

 

ولی تا همین الان که صاحب هتل گفت: عکسا خیلی خوب شده، بسی استرس داشتیم.

کار عکاسی تموم شد.
قرار شد، یه روز دیگه بمونیم و یه سایت ایرانی برای هتلش بزنیم.
الان دو ماهه با کلی هزینه کردن، منتظر سایته جدیدشه. وقتی گفتیم اگه سایت ایرانی هم می خوای، فردا برات بزنیم، گفت یه روزه که نمیشه.
گفتیم ما میزنیم، میشه.
کف و خون قاطی کرد.
از تمپلیت سایته خودمون هم خوشش اومد، گفت همینجوری باشه.
تو دلمون گفتیم، خب چه بهتر.
خلاصه که #هنر_نزد_ایرانیان_است_و_بس

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *