کرمان

(Janet’s diary, kerman (day 3
After driving a while from Caravanserai Zein-o-din we had a short stop for tea. It is great that with the two burner gas camping stove in the back, we can make our hot tea everywhere and everytime we want. We continued our drive and played different games on our way to Kerman. That made our drive much more fun. Around 8 pm we arrived at the apartment we rent for one night in Kerman.
camper

camper

The cousin of Mozhde (Nazanin), her husband and a friend were already there to welcome us. After having all our luggages from the roof of the van into the apartment, Nazanin and her husband guided us to a very lovely restaurant with nice live Persian music and delicious local food. Nice environment, nice food, nice music, nice talk… a perfect combination for a great dinner.
ganj ali khan bath

ganj ali khan bath

We closed the day with the magnificent night view of Kerman from the top of a mountain. Many small twinkling lights in the dark.
vakil bazar

vakil bazar

vakil bazar

vakil bazar

This morning we started with the Grand Bazaar in Kerman, Bazar-e-Satasari. It is a nice bazaar with different small stalls selling various goods. Passing also the bathhouse museum, which we visited and learnt about the old Hamam tradition. E.g. In the past the poor and rich people don’t share the same bath, so there was a bath for only rich people which can be recognized by the lion-head sculpture at a corner of the bath and a separate bath for poor people with the cat-head sculpture.
vakil bath resturant

vakil bath resturant

We had our breakfast in the restaurant next to the exit of the bath museum. We had tea with delicious Kerman dads cookies, Colompe and powder which is made from a mix of many different nuts and spices. We continued our visit in the bazaar and bought some of the famous powder. We also have a nice lunch in a former bath house.
After the lunch we went back to the apartment for getting our luggage on the top of the van. But first we have a short rest and tea at the apartment. Later Nazanin and lot of her friends also joined us to the Shahzadeh garden …. it was very mysterious in the dark with few lights in the large beautiful garden. After the Shahzadeh garden we drove to the Kaluts where we would camp for tonight
ترجمه سفرنامه جنت
بعد از مدتی رانندگی از کاروانسرای زین الدین توقف کوچکی برای نوشیدن چای داشتیم. خیلی عالیه که دوتا اجاق کمپی گازی، عقب ماشین داشته باشی؛ اینجوری هرجایی و هر زمانی میشه چایی داغ داشته باشیم. به رانندگیمون به سمت کرمان ادامه دادیم و مشغول بازی‌های مختلفی بودیم که رانندگی رو خیلی باحال‌تر کرد. حدود ساعت ۸ شب، به آپارتمانی که برای یک شب تو کرمان اجاره کرده بودیم، رسیدیم.
از قبل دختر عمو مژده به اسم نازنین، شوهر نازنین و یک دوست برای خوش آمد گویی به ما اونجا بودند. بعد از بردن همه وسایلمون از بالای ون به داخل آپارتمان، نازنین و شوهرش مارو به یک رستوران خیلی دوست داشتنی با موسیقی زنده ایرانی و غذای خوشمزه محلی بردن. محیط خوب، غذای خوب، موسیقی خوب، گفتگو خوب و خیلی چیزای دیگه، یک ترکیب عالی برای یک شام عالی بودن.
ما روزمون و با یک منظره باشکوه از شب کرمان، بالای یک کوه به اتمام رسوندیم. چراغ‌های چشمک‌زن زیادی تو تاریکی به چشم می‌خورد.
امروز صبح روزمون و با بازار بزرگ کرمان به اسم بازار ستاره شروع کردیم. یک بازار جالب با غرفه‌های مختلفی که کالاهای مختلفی رو می‌فروختند. همچنین به موزه گرمابه سر زدیم که در مورد حمام‌های قدیمی چیزای مختلفی یاد گرفتیم. برای مثال: در قدیم مردم فقیر و ثروتمند از حمام یکسانی استفاده نمی‌کردند، بنابراین یک حمام برای ثروتمندان وجود داشت که با مجسمه سرِ شیری، در گوشه‌ای از حمام قابل تشخیص بود و مجسمه سرِ گربه‌ای حمام فقرا را از ثروتمندان جدا می‌کرد.
بازار کرمان

بازار کرمان

برای صبحانه به رستورانی در کنار موزه رفتیم. چایی رو همراه با حاجی بادام‌های کرمان، کلمپه و پودری که از ترکیب آجیل‌ها و ادویه‌های مختلفی ساخته شده بود خوردیم. به گشت و گذار خودمون تو بازار ادامه دادیم و پودرهای معروفی خریدیم. همچنین ناهار خوبی در خانه حمام سابق خوردیم.

بعد از ناهار برگشتیم به آپارتمان و وسایلمون گذاشتیم بالای ون. اما قبلش استراحت کوتاهی همراه با چایی داشتیم. کمی بعد، نازنین و چندتا از دوستاش برای باغ شازده به ما ملحق شدن… جای خیلی اسرارآمیزی بود؛ تو یک باغ زیبا و بزرگ با چراغ‌های اندکی تو تاریکی. بعد از باغ شازده به سمت کلوت‌های کرمان رانندگی کردیم، جایی که قصد داریم برای امشب اونجا کمپ بزنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *