Photography

مهمان ناخوانده

دیگه دم دمای غروب بود که داشتیم خنده خنده ، بعد از عملیات نا موفق آشپزی با مواد اولیه برنج، آب و یه ماهی کنسرو داغون از محل کمپ تو جنگلهای چیانگ مای برمی گشتیم وصدای غار وغور شکممون صحنه…

هیچهایک چیست؟ باذکر مثال توضیح دهید
هیچهایک چیست؟ باذکر مثال توضیح دهید

هیچهایک چیست؟ باذکر مثال توضیح دهید

همین دو ماهه پیش بود، که هیچ تجربه ای از هیچ نداشتم و فکر میکردم، هیچهایک عجب کار خفنیه و شق القمره و عجب آپولویی که هوا میشه… . هیچهایکرام، خیلی آدمای خفن و کولی به نظرم میومدن و البته…

اگه یه روز بری بالی، بری از ایران بی خبر، اسیر رویاها میشی؟

بالی مثل هر جای دیگه دنیا، برای بک پکرها و کسایی که می خوان با فرهنگ های مختلف، آشنا بشن و آدما بیشتر از جاها، براشون مهمه، جای خوبیه. البته، مثل هر جای توریستی دیگه، شرایطش، از جمله قیمت ها،…

آنچه خار آید، روزی به کار آید
آنچه خار آید، روزی به کار آید

آنچه خار آید، روزی به کار آید

بالی، یه جورایی مثل عروس تعریفی بود. اصلا نمیشد با اون همه تعریف، تو نگاه اول عاشقش شد. روز اول که رسیدیم هتل، از بس خسته بودیم، تا عصر خوابیدیم. برای فرداش یه پروژه هایی داشتیم، که با دیدن کوله…

هیچ، در جای سفت…
هیچ، در جای سفت…

هیچ، در جای سفت…

بعله، هیچهایک همیشه هم دو دقیقه ای و هلو بپر تو گلو نیست. از تولونگ اگونگ ( خیلی زحمت داشت اسم این شهر رو یاد گرفتیم)، زدیم بیرون که بریم پروبلینگو. وسط راهم شهر ملنگ بود. سرخوش از تجربه های…

کف خوابی در بالی
کف خوابی در بالی

کف خوابی در بالی

قرار بود از شهر ملنگ با قطار بریم به شهر اسکله ای چسبیده به بالی. اونجوری که شنیدیم قطارهای اندونزی اصلا کوپه و تخت خواب ندارن، و مثل اتوبوسن، با این تفاوت که صندلی ها سه تا سه تا با…

دردسرهای لپتاپ
دردسرهای لپتاپ

دردسرهای لپتاپ

واسه این سفرمون لپتابمون رو همراهمون آورده بودیم، همین اینکه من و پیمان جفتمون هنوز باید روی تز فوق لیسانسمون کار میکردیم و باید یکی دو ماه دیگه تحویل بدیم و دفاع کنیم که بالاخره فارغ التحصیل شیم. هم اینکه…

فارغ التحصیل دانشگاه جوگجا، در رشته موتورسواری
فارغ التحصیل دانشگاه جوگجا، در رشته موتورسواری

فارغ التحصیل دانشگاه جوگجا، در رشته موتورسواری

فارغ التحصیل دانشگاه جوگجا در رشته موتور سواری از تاسیکمالایا تا جوگجا با یه زن و شوهر که از سوماترا راه افتاده بودن تا برن جوگجا همسفر شدیم.  نوفید(مرده)به قول خودش: لیتل لیتل کن اسپیک اینگلیش ولی یوسی(زنش) هیچی. ولی…

فرا هیچهایک
فرا هیچهایک

فرا هیچهایک

تو شهر سولو بودیم و واسه اینکه بریم خارج شهر برای هیچ هایک، یا باید 2 ساعت با کوله 20 کیلویی پیاده میرفتیم که بعد 15 دقیقه دیدیم نشدنیه. تاکسی هم که گرونه.  کاسه چه کنم، چه کنممون رو هم…

همیشه که شعبون نمیشه، یه بارم رمضون
همیشه که شعبون نمیشه، یه بارم رمضون

همیشه که شعبون نمیشه، یه بارم رمضون

بعد از بندونگ، نوبت تاسیکمالایا بود.  از بندونگ راه افتادیم تا هیچهایک کنیم به سمت تاسیکمالایا بگو با چی؟ با یه کامیون یخچال دار که راننده و کمک راننده جلو نشسته بودن. گفتن کولتونو بذارید تو یخچال، بیاید جلو.  اول…